نمره هام ....

  • ۰۸:۳۲

چقدر استادا تنبلن؟!!!

این روزا کارم شده فقط چک کردن نمره هام...

سه تا از امتحانامو دادم دوتاش خوب بود ولی یکیش و خراب کردم ... از مدارالکتریکی که خیلی می‌ترسیدم خیلی خوب دادم ولی ساختمان داده، درس به اون راحتی و نتونستم قشنگ بنویسم ... ولی سوالارو هم خیلی سخت داده بودن... فقط دعا میکنم قبول بشم...

دعا کنید ساختمان و قبول بشم... 

پ.ن: دیگه هیچ وقت دوتا درس اختصاصی که امتحاناشون پشت سرهم هستش برنمیدارم... ترم پیش تجربه کردم ها ولی باز این ترم...ترم پیش معادلات شد بیشترین نمرم ولی فیزیک که فردای معادلات دیفرانسیل امتحان داشتم شد کمترین نمرم... 

+ پریشب از مسافرت برگشتیم...(صرفا جهت یادآوری به خودم.)

  • ۱۴

.

  • ۱۷:۰۱

میخوام باز بنویسم...

  • ۱

حس نوشتن

  • ۰۳:۰۶

دیگه حس نوشتن ندارم...

  • ۱۶

خاطرات این چند روز

  • ۰۲:۰۱
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۱۲

التماس دعا

  • ۰۲:۰۲

سلام 

بچه ها التماس دعا دارم تو این شبا منو حتما حتما دعا کنید... مخصوصا امتحاناتمو... 

  • ۱۸

کمک!

  • ۲۲:۴۶

امروز اونی که میخواستم نشد...

اه!!!دیگه گریم میگیره نمیدونم چیکار کنم!!!نمیدونم چطوری باید با این وضعیتم  امتحان بدم!!!

بچه ها شما چطور درس میخونید مخصوصا تو ماه رمضون؟ 

چطور درس های  حل کردنی مثل مدار الکتریکی اینا میخونید؟

تجربه هاتون و لطفا بگید... واقعا به کمک نیاز دارم...

  • ۲۶

.

  • ۱۴:۴۹
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲

اومدم باغ تا درس بخونم...

  • ۱۱:۲۵

نشستم تو آلاچیق (باغ) دوروبرم هم پر کتابه...

امروز اومدم اینجا تا درس بخونم...

اومدم باغ تا بتونم روزمو بخورم، تا یکم بلکه بتونم  بکوب درس بخونم ... میدونم شاید گناه باشه...  ولی واقعا نمیتونم و نمیدونم چطور درس بخونم...  فقط امروز... اونم اومدم باغ تا مسافر باشم و بتونم روزمو بخورم... خدایا خودت کمکم کن...

تو ماه رمضون درس خوندن خیلی سخته باز اگه شباش بلند بود یه چیز! تا میخوای یکم درس بخونی موقع سحری میشه... 

این سه تا امتحان تو ماه رمضون تموم بشه راحت میشم...

دعام کنید خوب بتونم بخونم...

پ.ن: هوا این جا خیلی خوبه آدم  درس خوندنش نمیاد :| ولی باید بخونم...

+عمه باز به من گیر داده...

  • ۱۳

موهای مامانبزرگم

  • ۰۲:۰۳

موهای مامانبزرگم خیلی خوش حالته و نرم  اصلا هیچ وقت روغنی نمیشه حتی ماه ها هم نره حموم!  بلکه روز به روز هم که بگذره خوشحالت تر میشه.

دیروزتو بیمارستان موهاشو دیدم، خوشگل پف کرده بود انگاری که سشوار  کرده موهاشو.

ولی طفلکی اونیکی مامانبزرگم، چند روز نمیرفت حموم موهاش روغنی میشد...(مامانجونم یعنی الان کجایی؟ خیلی دلم برات تنگ شده... خیلی...مامانجونم دعام کن... مثل اون موقع ها باز برام هر روز آیت الکرسی بخون... مامانجونم اون موقع ها برای همه نوه هاش هر روز  آیت الکرسی میخوند...)

پ.ن: مامانبزرگم هیچ وقت  به موهاش شامپو نمیزنه!!!!

  • ۲۱

بیست و پنجمین پست

  • ۲۱:۴۸

خدایا هیچ کس و گیج نکن...(منو هم)

پ.ن: هنوز تو برچسب های زرد وبلاگ نوشتم که چرا هک کردی؟!😶😑😂 

...

  • ۲۴
Designed By Erfan Powered by Bayan