Violet_life

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

کارت گواهینامه‌ام

سه شنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۷، ۰۴:۵۴ ب.ظ

سال پیش همین موقع ها می‌رفتم کلاس رانندگی...

وقتی کلاسای رانندگیم  تموم شد دیگه نرفتم دنبال امتحان (بخاطر امتحان های دانشگاه)، فاصله زمانی زیادی با کلاسام و امتحان افتاده بود...

.

.

.

تو امتحان آیین نامه دومین بار قبول شدم، بار اول نتونسته بودم خوب بخونم... ولی بار دوم با یه غلط قبول شدم...

امتحان عملی هم دو ، سه هفته بعدش بود...

تو این بازه، یه روز عصر  از آموزشگاه بهم زنگ زدن و گفتن برا فردا جا باز شده میتونی بیای امتحان بدی؟!منم گفتم نمیتونم... چون فکر میکردم هیچی یادم نیست...

به بابامو مامانمو داداشم گفتم اونا هم (البته بیشتر داداشم) گفتن فردا برو امتحان برات تمرین میشه...

به آموزشگاه زنگ زدم و گفتم میام...

به مربیم هم زنگ زدم تا برم  باهاش تمرین کنم تا شاید فردا واقعا بتونم قبول بشم... که مربیم هم گفت وقت نداره...

فرداش ساعت هشت با بابام تو آموزشگاه بودم...

گروه گروه اسمارو صدا میکردن ...

من شدم گروه یازدهم...

رفتیم یه خیابون بالاتر از آموزشگاه وایستادیم... گروه گروه سوار ماشین می‌شدن، امتحان میدادن...

امتحان من تا ساعت یازده اینا طول کشید، بابا دیگه خسته شده بود میگفت بریم، همون روز اصلی میای امتحان میدی... 

نرفتیم...

بچه ها خیلی استرس داشتند... بعضی هاشون از استرس چندتا قرص پروپرانولول خورده بودند...بعضی ها بار چندمشون بود... 

منم خیلی خیلی ریلکس بودم چون میدونستم قبول نمیشم... 

ولی اخرا یکم استرس گرفته بودم که اونم با صلوات و آیت الکرسی آروم شدم...

گروه ما سه نفر بود که یکیشون  مثل من بار اولش بود ولی اونیکی بار چندمش بود هعی میگفت اگه ایندفعه هم اقبول نشم شوهرم نمیذاره دیگه بیام...

نوبت ما شد...

همون دختره پشت فرمون نشست چون من و اونیکی دختره بار اولمون بود بهش گفتیم تو برو پشت فرمون اونم با اصرار ما قبول کرد...

طفلکی قبول نشد...

نفر دوم من رفتم سوار شدم...

پروندمو دادم به افسر....

همه کارای اولیه (بستن کمربند و آیینه و ...) کردم...

افسر گفت حرکت کن...

یکم رفتم بعد گفت پارک دوبل کن...

کردم... (خودم فکر میکردم نمیتونم... ولی تونستم...) 

بعد افسر گفت دنده عقب برو 

(اگه بعد دوبل همینطور  دنده عقب می‌رفتم پشت ماشین کج می‌شد سمت بیرون... باید فرمان و دو دور می چرخوندم بعد... من اینو نمیدونستم یعنی مربیم بهم نگفته بود... اونروز بچه ها بهم یاد دادن...)

دنده عقب هم تونستم برم...

افسر گفت برو عقب بشین... اونیکی دختر رفت پشت فرمون...

افسر  یه چیزایی تو پروندم مینوشت خودشم با خودکار قرمز، فکر کردم رد شدم...

ولی وقتی پرونده رو داد دستم دیدم نوشته قبول...

گفتم واقعا قبول شدم؟؟؟!!!

افسر گفت: بله! هم دختر با ادب (سوار شدنی هیچکدوم از بچه ها سلام نداده بود تنها من سلام داده بودم...)،و... هستی ، رانندگیت هم که عالی...

 قبول شده بودم...

اونیکی دختر هم قبول شد شانسا به اون هم مثل من عصر بهش زنگ زده بودن که فردا بیاد امتحان....

.

.

.

مطمعنم یعنی به احتمال نودونه درصد اگه روز اصلی میرفتم امتحان قبول نمیشدم...

چون من وقتی استرس داشته باشم، دستام سرد میشه میلرزه....کلا بد وضعی میشم...

داداشم هر از گاهی به شوخی میگه،  اگه نمیرفتی اون روز الان باز امتحان میدادی...

کلا استرس خیلی خیلی بده...

.

.

.

یکی از خاطرات خوب دیگه ازگواهینامه‌ام این هستش که کارت گواهینامه ام درست روزی که دوربین خریدم پستچی  آورد...

.

.

.

الان نمیتونم رانندگی کنم... میترسم.... موقع رانندگی استرس میگیرم...

صبح‌ها قشنگ رانندگی می‌کنم ولی ظهر ها نه...

همش میترسم تو سربالایی گیر کنم...

به نظرم رانندگی یه جور ریسکه...

ولی باید بتونم.

ببخشید زیاد و بد نوشتم...

 

موافقین ۱ مخالفین ۰ ۹۷/۰۴/۲۶
purple

نظرات  (۴)

خوندم جالب بود (: تبریک میگم.وقتی رانندگی رو زیاد کنید ،میشه به سادگی راه رفتن تو خونه.به همین راحتی 
پاسخ:
مرسی از وقتی که گذاشتین :)
اره باید زیاد کنم... امیدوارم...
مبارک باشه آفرین :)
پاسخ:
مرسی عزیزم :)
۲۷ تیر ۹۷ ، ۱۲:۵۱ بانوی شرقی
وای چه خوب مبارکت باشه منم از شنبه کلاسای عملی رانندگیم شروع میشه 
امیدوارم خوب یاد بگیرم
پاسخ:
مرسی عزیزم :)
انشالله خوب یاد میگیری و بار اول قبول میشی 😍😘
رانندگی شب ها سخته. استرس داره ولی عادت می کنید
پاسخ:
بله...
امیدوارم :)

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">