Violet_life

آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب

هجدهمین پست

چهارشنبه, ۹ خرداد ۱۳۹۷، ۰۹:۳۲ ب.ظ

هنوز روزه مو باز نکردم...  


امروز مدار خوندم.

نزدیکای اذان هم تفسیر موضوعی قرآن یکم خوندم.

امروز عمه به بابا گفته بود که دیگه نمیتونه پیش مامان بزرگ بمونه گفته بود خودت یا ...(منظورم مامانم)  یا ... (منظور من) بمونه...

نمیدونم پیش خودش چی فکر کرده !!!!اخه من چطور میتونم؟!!!!

بابا رفت بیمارستان الان نزدیکای افطار هم مامان و برادرم رفت تا هم مامان پیش بابا باشه هم افطاری برا بابا ببرن... 

اذان شده، گفتم تا داداشم بیاد نمازامو بخونم تا اون هم برسه با هم افطار کنیم ولی هنوز نیومده...


دلم ضعف میره...


موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۷/۰۳/۰۹
purple

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">