Violet_life

بیست و دومین پست

الان بیمارستانم نشستم رو صندلی کنار تخت مامان بزرگ،  داداشم هم پیشم نشسته...

الان عمه اینا اومدن ... 

هوا خیلی گرمه.


پ.ن:داداش دکتر داشتن هم خیلی خوبه :-) 

نگهبان نمیذاشت بیایم تو اما  تا  داداشم کارتش و نشون داد گذاشت بیایم تو ...

الان هم اون یکی برادرم زنگ زد ... 


👼😘فرشـ👼ـتـه بـی بـال 😊😍
۱۰ خرداد ۹۷ , ۱۵:۳۴
خدا بد نده برای مادر بزرگ :)
خداروشکر

پاسخ :

مرسی عزیزم :-) 
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan